الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
15
الغدير ( فارسى )
عرب است ؟ - كجاست آن كه به ما وارستگى تعليم مىداد و غير خود را در كوشش زيانكار مىدانست ؟ - كجاست آن كه هميشه براى ما از دنيا بدگويى مىكرد و گفتار حيلهگران و دروغ را مذمت مىكرد ؟ - كجاست كسى كه هميشه با گريههايش ما را مىفريفت و اشك تمساح مىريخت ؟ - كجاست آن كه در موعظههايش ، هركار زشتى را مورد انتقاد شديد قرار مىداد ؟ - او به خاطر انقلاب روحى گفتارش را ناتمام قطع مىكرد . - او از روى جهالت قسم مىخورد كه از لحاظ مهارت همانند ندارد . - او چنان بود كه اگر تمام زمين طلا مىبود ، از آن همانند آدم بىنيازى اعراض مىكرد . - اما روزگار آدم ظاهرساز را از دنيا طلب جدا ساخت و حقيقت هردو را آشكار نمود . - در حالى كه نالههاى جگر خراش بينوايان و بيچارگان ما را مىلرزاند ، او در ناز و تنعم است . - استادم ، بعد از مذمت آشكار از آنچه كه از آن امتناع مىكرد ، به سوى آن شتافتى . - آنچه را كه از روى پرهيزكارى در مورد چيزهايى كه به طور معمول به دست مىآوردم ، مىگفتى فراموش كردى . - واى بر او اگر در اين حال بميرد ، در آن صورت او كافر مرده است و اين شگفتآور نيست . - مال سلطان براى مسلمان سالم مايهء هلاكت است و نبايد در صورت امكان از آن استفاده نمايد . « 1 » نقيب قطب الدين حسين بن اقساسى اشعارى براى مجد الدين نامبرده كه مورد حملهء ابن فوطى قرار گرفته بود ، نوشت و در آن از وى دلجويى به عمل آورد و تسليتش داد و عذرش را مشروع دانست كه ابتداى اشعارش چنين است :
--> ( 1 ) . بعد از اين شعر ، چهارده بيت ديگر هم هست كه به خاطر اختصار از آنها صرفنظر كرديم .